مصاحبه با روزنامه اعتماد

احمد پورنجاتی نقدهایی که اخیراً پیرامون نظریه گفت وگوی تمدن ها مطرح می شود را فاقد خاستگاه علمی و کمترین بینه علمی و فرهنگی دانست و یادآور شد؛ این اظهارات نوعی واکنش سیاسی است و از موضع فرافکنی مطرح می شود، لذا نباید در چرخه واکنش نسبت به این اظهار نظرها قرار گرفت. این نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با «باران» با بیان این مطلب، نظریه گفت وگوی تمدن ها را دکترینی که در یکی از پرتلاطم و حساس ترین دوران ها توانست در بعد سیاست داخلی و خارجی قابل اعتنا باشد، معرفی کرد و گفت؛ این نظریه نه تنها افکار بسیاری از سیاستمداران، بلکه بسیاری از صاحبنظران و فرهیختگان جهان را معطوف به خود کرد؛ بر این اساس نباید آن را تحت الشعاع برخی از اظهارنظرهای کم ارزش و حتی بی ارزش که این روزها می شنویم، قرار دهیم.

پورنجاتی ادامه داد؛ اهمیت این نظریه به واسطه زمان اعلام آن زمانی آشکارتر می شود که توجه کنیم نومحافظه کاران امریکایی اساساً به اتکای نظریه جنگ تمدن ها و مبتنی بر آنچه که آقای هانتینگتون تئوریزه کرد و نوعی بستر سازی برای رویارویی با جوامع برخوردار از پیشینه تمدنی و در راس آن جوامع اسلامی محسوب می شد، وارد عرصه شدند.این نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی در ادامه این گفت و گو با استناد به یکی از فرمایشات امام علی(ع) مبنی بر اینکه سنگ را از همان جایی که پرتاب شده برگردانید، تصریح کرد؛ نظریه گفت وگوی تمدن ها باطل السحر نظریه هانتینگتون محسوب می شود که به عنوان استراتژی نومحافظه کاران امریکایی مورد توجه قرار گرفته و هنوز هم هست.پورنجاتی در ادامه با تاکید بر مقایسه دکترین خاتمی در زمینه گفت وگوی تمدن ها با دکترین دولت نهم گفت؛ دولت نهم هم دکترین مشخصی را در عرصه داخلی و بین المللی مورد توجه قرار داده و به ادعای نظریه پردازان و نیز کارگزاران این دولت، دولت نهم از ماهیت تهاجمی نسبت به نظام قدرت برخوردار است، اما اگر به شکل واقع بینانه ارزیابی کنیم این دکترین در عرصه داخلی راهبرد یکسان سازی را دنبال می کند و با هدف تظاهر به اتحاد ملی برای دکترین بین المللی که تهاجم به مرکزیت نظام سلطه است، حرکت می کند. وی در ادامه برجسته ترین مولفه دکترین بین المللی دولت نهم را نفی هولوکاست نامید و گفت؛ البته این مساله نیز به جای آنکه حریف را مورد حمله قرار دهد، به خودزنی تبدیل شد و موجب نوعی همگرایی و تشدید تمایلات سمپاتیک نسبت به جریان جهانی یهود شد و مورد سوء استفاده صهیونیست ها قرار گرفت. این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی همچنین با یادآوری جایگاه مجمع عمومی سازمان ملل به عنوان بالا ترین نماینده قانونی که اراده همه کشورها و ملت ها را نمایندگی می کند، گفت؛ این مجمع که همواره از سوی متولیان سیاسی کشور ما در مقایسه با شورای امنیت به عنوان یک نهاد مشروع به رسمیت شناخته شده، نظریه گفت وگوی تمدن ها را با اشتیاق و با اکثریت قاطع مورد تصویب قرار داد و سالی را به پیشنهاد مبتکر این طرح که آقای خاتمی بود، سال گفت وگوی تمدن ها نامگذاری کرد که این یک پیروزی درخشان و چشمگیر در تاریخ روابط بین المللی ایران محسوب می شود.وی در ادامه تاکید کرد؛ تنها اشخاص و جریان هایی نسبت به هژمونی گفت وگوی تمدن ها به جای جنگ تمدن ها واکنش منفی و مخالف نشان دادند که اولاً از منطق قابل قبول و عقلانی برخوردار نیستند و ثانیاً منافع خود را بیشتر در توسعه جنگ، درگیری و منازعات مختلف بین المللی جست وجو می کنند که نومحافظه کاران در امریکا و نیز جریان های همسوی راست افراطی در بخش هایی از اروپا هستند.پورنجاتی در عین حال تصریح کرد؛ نظریه گفت وگوی تمدن ها شجاعانه ترین شیوه عقلانی برای مخدوش کردن نرم و زیر پوستی نظریه سلطه در نظام بین المللی بود. وی همچنین خاطرنشان کرد؛ منظور منتقدان نظریه گفت وگوی تمدن ها در دولت نهم این است که آقای خاتمی نیز در نظریه گفت وگوی تمدن هایی که مطرح کرد، از ادبیات ستیزه جویانه و به ظاهر تهاجمی و گهگاه نامتناسب با یک شخصیت فرهنگی و فرهیخته استفاده کند.این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در عین حال خاطرنشان کرد؛ شاید در رودررویی دو لشکر با هم استفاده از ادبیات حماسی و بهره گیری از کلمات تحقیرکننده قابل توجیه باشد، اما در شأن یک شخصیت سرشناس فرهیخته و فرهنگی مانند آقای خاتمی نبود که از ادبیات رایج، به ظاهر شجاعانه و تهاجمی استفاده کند.این نماینده مجلس ششم در ادامه این گفت وگو با تاکید بر اینکه کاش رئیس جمهور بیشتر از تجربیات موفق آقای خاتمی در عرصه بین المللی استفاده می کرد، اظهار داشت؛ در صورت استفاده دولت نهم از این تجارب می توانستند به رموز آرایش قدرتمندانه و در عین حال موجه ایران در عرصه بین المللی در دوران اصلاحات پی ببرند تا ناچار نشوند عرصه مناسبات بین المللی ایران را به محدوده بسیار کوچک و نه چندان موثر رفت وآمدهای مکرر با چند کشور و دولت محدود خلاصه کنند. پورنجاتی همچنین در ارزیابی نسبت به این مساله که چقدر در دولت نهم امکان استفاده از تجارب سیاست خارجی دوران اصلاحات وجود دارد، با یادآوری اینکه سیاست خارجی یک دولت در امتداد سیاست داخلی آن قرار می گیرد، تصریح کرد؛ براین اساس نمی شود کسی در دو نقش بازی کند. به نظر من مبرم ترین کاری که دولت نهم برای بازگرداندن آب رفته به سرچشمه باید انجام دهد این است که تکلیف خود را در دو عرصه داخلی و بین المللی یکجا مشخص کند.