روزنامه اعتماد

به نظر مي رسد راهبرد دولت نهم در مواجهه با انتقادها و اعتراض هايي که نسبت به کاستي ها و کژي هاي برنامه ها و عملکردهاي اين دولت مطرح مي شود در دو کلمه خلاصه مي شود؛

1- نفي و تخطئه کارنامه گذشته نظام (دولت هاي پيشين)

2- وعده هاي جذاب براي آينده يي نامعلوم.

اين راهبرد که از زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري مورد توجه آقاي احمدي نژاد قرار گرفت همچنان پس از استقرار دولت نهم از سوي شخص ايشان و مجموعه همکاران و مشاوران و مدافعان ايشان مورد استفاده قرار مي گيرد. 

از منظر داوري اين دولت، پاسخ هر پرسش، توضيح هر ابهام و رفع هر انتقاد و اعتراض و نيز واکنش در برابر هر اظهارنظر کارشناسانه اما متفاوت با مواضع و عملکرد دولت نهم، تنها و تنها در يک جمله خلاصه مي شود؛ «اثبات و ستايش خويش از طريق نفي و ناسزاگويي به اسلاف» و البته همراه با وعده آينده يي مطلوب، اگر سخن از افزايش ميليارد دلاري هزينه هاي جاري کشور شود، اگر نسبت به افزايش سرسام آور نقدينگي و پيامدهاي آن اظهارنظري مطرح شود، اگر درباره رشد لجام گسيخته تورم به ويژه در بخش هاي مهم همچون مسکن مطلبي عنوان شود، اگر نسبت به آمار و ارقام شبهه ناک در زمينه هاي گوناگون پرسش شود، اگر از سياست هاي انقباضي و محدودکننده دولت نهم در عرصه کتاب و مطبوعات و رسانه ها و سايت هاي اطلاع رساني انتقاد شود، اگر در مورد ناکامي ها و ضعف هاي ديپلماسي دولت نهم در عرصه مناسبات بين المللي سخن به ميان آيد و اگر در زمينه گرفتاري ها و چالش هاي روزافزون بخش هاي توليد و بازرگاني حتي به اشاره چيزي عنوان شود و نيز اگر درباره فضاي محدودکننده و رکودآور دانشگاه ها و نيز برخوردهاي غيرقابل توجيه با استادان و دانشجويان و تشکل هاي شناخته شده دانشجويي ابراز نگراني شود و حتي اگر درباره دستاوردهاي اجلاس اخير سران کشورهاي همسايه خزر و استيفاي منافع ملي ايران در اين زمينه پرسش شود، پاسخ قاطع دوستان در دولت نهم، به تصريح يا به کنايه رساتر از تصريح، چه چيز است جز؛ تخطئه دولت هاي گذشته؟،

مگر سخنگوي خوش بيان و شوخ طبع دولت نهم به جاي پاسخگويي درباره پرسش هايي که از سوي دانشجويان دانشگاه شاهد نسبت به سفر اخير آقاي احمدي نژاد به امريکا و سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل و حضور در دانشگاه کلمبيا داشتند و به نحوي دستاوردهاي ضعيف سياست خارجي دولت نهم را به چالش کشيدند، تازيانه تخطئه بر نظريه گفت وگوي تمدن ها ننواخت؟، مگر سياست هاي خاتمي و هاشمي را به ناروا منفعلانه و تسليم جويانه معرفي نکرد؟،

آيا کسي نيست که از رئيس محترم دولت نهم و همکاران و مشاوران پرشمار و گوناگون ايشان و نيز مدافعان سينه چاک و ارزشي و اصولگراي اين دولت استثنايي سوال کند که؛ «حضرات، گذشتگان هر چه بودند، هر چه کردند، رفتند، داوري نسبت به آنان را به عقل و دل مردم و نيز به قضاوت تاريخ واگذاريد، مقايسه حال و گذشته کار وجدان عمومي است نه شما، لطفاً بفرماييد شما چه هنري داريد،،» آيا اوضاع و شرايطي مساعدتر و راه و مرکبي هموارتر و راهوارتر از اين مي خواسته ايد؟

آيا همه چيز به کامتان نيست؟ بسط يد بيش از اين؟،

مجلس نجيب تر، همراه تر، مطيع تر و بي آزارتر از اين؟،

قوه قضائيه مددکارتر، شفيق تر و حاشيه نشين تر از اين؟، تريبون ها و رسانه هاي فراگير، اعم از سنتي و مدرن، پا به رکاب تر و حاضريراق تر از اين؟

درآمدهاي نفتي ميلياردي تر از اين؟،

چتر حمايت هاي نظامي و انتظامي و اطلاعاتي و امنيتي، يکدست تر، گسترده تر و همدلانه تر و آتش به اختيارتر از اين؟،

نذر و نيازها و ختم انعام ها و سلام و صلوات ها و استغاثه هاي معنوي و اشک و ناله هاي مخلصانه هواداران مذهبي بيشتر از اين؟، سازمان يافته تر از اين؟،

پس چرا با اين همه فراواني مکنت و ملکت و رخصت و فرصت، از معجزه يي که وعده اش را داده ايد خبري نيست؟ نباشد، پيشکش وجودتان، دست کم پاسخ انتقادها و اشکال ها را با زبان منطق و استدلال بدهيد. به مردم توضيح بدهيد که به چه علت يا دليل اقتصادي يا سياسي وضع معيشت آنها اينچنين شده، بهاي مسکن، بهاي کالاهاي اصلي سبد خانوار به اين وضع افتاده،

چرا در عرصه فرهنگ و نشر کتاب (البته جز آنچه مقبول ديدگاه هاي سياسي و مذهبي شماست) از رونق خبري نيست؟،چرا به افکار عمومي به صراحت توضيح نمي دهيد که دليل به اصطلاح تک رقمي شدن نرخ بيکاري افزايش اشتغال نبوده بلکه تغيير در مبناي سنجش بيکاري بوده است؟، دولت هاي پيشين حداقل دو روز کار در هفته را ملاک اشتغال مي دانستند و دولت شما- البته با شعار تمکين از استانداردهاي بين المللي- دو ساعت در هفته را معيار اشتغال گرفته است، غير از اين است؟ براي مردم توضيح بدهيد. آيا بهتر نيست که افکار عمومي را به جاي سر دادن شعارهاي بي نتيجه و گاه هزينه دار و البته در مواردي متضمن نسبت هاي مبهم و ناروا به اين و آن و به جاي گزارش پي در پي از پرکاري و کم خوابي و ساده زيستي اصحاب و اذناب دولت نهم، اندکي با ارائه گزارش هاي مستند و مستدل قانع کنيد.

چرا از آغاز فعاليت دولت نهم تاکنون، حتي يک بار و در يک مورد مسوولان و متوليان دستگاه اجرايي و به ويژه شخص رئيس جمهور، حاضر نشده اند حتي يک اشتباه کوچک، قصور، بي تدبيري، خطاي در برنامه ريزي و اقدام يا حتي نابجايي و بي سليقگي در موضع گيري را بپذيرند؟، آيا دولت نهم يکسره در زمره معصومان اند؟، کسي انتظار ندارد که فرياد «واتقصيرا» و «اشتباه کرده ايم» سردهيد؛ اما دست کم بر روش هاي خود اصرار نورزيد،

رقيبان سياسي شما به ويژه اصلاح طلبان که دستشان به جايي بند نيست و صدايشان در جايي شنيده نمي شود، دست کم به حاميان منتقد خود که هر روز تعدادشان افزون مي شود گوشه چشمي داشته باشيد.

آيا براي اين پرسش تامل برانگيز، پاسخي مي توان يافت که؛ «چرا قهرمانانه ترين واکنش دولت نهم- از صدر تا ذيل- در برابر انتقادها، تخطئه و گوشه و کنايه و گاه حتي ناسزاگويي به خاتمي و هاشمي است؟،»

البته پاسخ من- به مطايبه- براي اين پرسش روشن است؛«کتک خور اين دو شخصيت ملس است.»

در دوران زندان رژيم استبدادي شاه هر جوانک تازه با سياست و مبارزه آشنا شده يي را که ساواک دستگير مي کرد، گاه نادانسته و بي توجه به پيامدهاي اعترافات، هنگام بازجويي اشاره يي به نام برخي شخصيت هاي مبارز و مشهور مي کرد که فلان جزوه را از فلاني گرفته ام، فلان کتاب را از بهماني و با فلاني نشست و برخاست داشته ام و الخ. نتيجه اين مي شد که هر از چندگاهي آن شخصيت مبارز و مشهور را که در حال سپري کردن دوران محکوميت بود به استناد اعترافات ناپخته يک جوانک بي تجربه، دوباره به شکنجه گاه زندان کميته مي بردند و تجديد محاکمه مي کردند. ميان برخي زندانيان مشهور بود که کتک خور فلاني(يعني آن شخصيت مبارز مشهور) ملس است.

اکنون حکايت اين دو شخصيت ملي- يعني خاتمي و هاشمي- است. تقصير خودشان است که کتک خور ملسي دارند. آنها بزرگند و اين گناه کوچکي نيست.