روزنامه اعتماد _ ۸ شهریور ۸۸

با نیم نگاهی به صحنه تحولات و چالش های بی سابقه پس از انتخابات و چگونگی و روند برخورد حاکمیت با آن، آشکارا دو الگوی رفتاری متفاوت و حتی متناقض- هرچند با خاستگاهی مشابه یا نزدیک به هم- پیش روی ماست؛

۱- الگوی مواجهه با یک «مساله خانوادگی»

۲- الگوی برخورد با «دشمن بیگانه».

هم اکنون هردو الگوی رفتاری به موازات یکدیگر، هرچند در ابعاد و اندازه های نایکسان، دست به کارند.داعیه داران و متولیان الگوی نخست، کم یا بیش تلاش می کنند یا این گونه وانمود کرده اند که در پی توقف روند بی اعتمادی، بازسازی عاطفی، ترمیم و جبران زخم ها و بازگرداندن فضای آرام و عادی به جامعه اند.  در عین حال که موفق به اقناع افکار عمومی معترضان نشده اند یا حتی ضرورتی برای این کار احساس نمی کنند، اما نه آنان را نادیده می گیرند و نه بی اعتنایی و حذف آنان را چاره اساسی درد می دانند بلکه اولویت را به ایجاد «تعادل روانی» جامعه می دهند. پیش از هر مساله دیگر برخورد این جریان با چهره های شاخص معترض یعنی آقایان موسوی، خاتمی، کروبی و نیز هاشمی رفسنجانی، از موضع رفتار خودی با خودی است، هرچند سرشار از اختلاف در نظر و خط مشی اما وابستگی و سرسپردگی آنان را به بیگانه برنمی تابد. در این الگو لابد اصراری بر تصفیه سیاسی عرصه داخلی و یکدست کردن آن به سود یک جریان یا جناح سیاسی انحصاری نیست و برای «تعادل سیاسی» کشور، ادامه حضور و فعالیت جریان منتقد و اصلاح طلب امری پذیرفته و حتی ضروری تلقی می شود. برخی تصمیم ها، دستورها و اقدامات انجام شده در این الگو، هرچند بسیار اندک و ناپیوسته و دیرهنگام- همچون برخورد با زندان کهریزک- اما به هر حال حکایت از نوعی «تدبیر متین» برای کند کردن «چاقوی زنگی مست» داشته و تا حدی موثر هم بوده است. اما پیروان الگوی دوم که متاسفانه به نظر می رسد همچنان «میدان داران اصلی معرکه اند»، بی هیچ تعارف و رودربایستی، شمشیر را از رو بسته اند، به چیزی کمتر از صافکاری و قلع و قمع یک جریان سیاسی- هرچند به گستردگی و پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان- رضایت نمی دهند و گمان می کنند شرایط کنونی همچون یک فرصت طلایی و استثنایی، دقیقاً همان لحظه موعود و تاریخی برای خلاص شدن آنان از مزاحمت یک جریان منتقد است. چه بسا همان لحظه یی که سال ها انتظارش را کشیده اند، این الگوی رفتاری، سرشار از واژگان دشمنانه، خشن، بی پروا در دادن نسبت های ناروا و بهره گیری از شیوه های برخورد با جریان ها و عناصر ضدانقلاب و برانداز و به اصطلاح گروهکی است. مروری بر چگونگی تبلیغات رسانه یی این جریان، چه در برخی روزنامه های وابسته و چه در بخش های خبری-تحلیلی صدا و سیما و چه در برخی تریبون های عمومی مذهبی و نیز توجه به نوع عملکرد اطلاعاتی- امنیتی این الگو به ویژه در مورد دستگیری های گسترده چهره های سرشناس و باسابقه خدمت در نظام و شیوه رفتار و اعتراف گیری و پخش اعترافات و نیز واژه واژه کیفرخواست منتشره در به اصطلاح محاکمه آنان، همگی نشان از مضمون واقعی این الگوی «فیصله بخش» دارد. مهم ترین نقطه عزیمت این الگو نابودی رأس هرم جریان اصلاحات و به طور کلی ریشه کن کردن «نهاد انتقاد از وضع موجود» است و به همین دلیل هر روز بیش از پیش با شیوه های خاص «عملیات موزائیکی» تلاش می کند زمینه برخورد مستقیم با چهره های اصلی جریان اصلاح طلب را فراهم سازد.آنچه این روزها در به اصطلاح اظهارات و اعترافات برخی زندانیان سیاسی علیه سران اصلاحات به نمایش گذاشته شد، یا آنچه در اظهارات سخنران پیش از خطبه های نماز جمعه تهران و نیز در بیانات امام جمعه موقت جدید شاهد بودیم- به ویژه شعارهای مدیریت شده برخی از حاضران مبنی بر «اعدام» سران اغتشاشات – نمودهای آشکار این الگوی رفتاری به شمار می رود. مهم نیست که پایه «خانه عنکبوتی» توهمات کودکانه این الگو بر آب است و تاکنون نه در ایران و نظام جمهوری اسلامی و نه حتی در دیگر کشورها، شیوه «تخته قاپو» کردن یک بخش مهم از بدنه جامعه امکان پذیر نبوده است، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که متاسفانه به نظر می رسد به رغم پیامدهای ماندگار و پرهزینه این الگوی رفتاری که بی تردید با منافع ملی و مصالح نظام در تضاد است، دست اندرکاران آن بی هیچ واهمه و مانع جدی و بی ملاحظه متولیان الگوی نخست، به کار خود مشغولند، به باور این قلم، تداوم این وضعیت متناقض، نه امکان پذیر و نه به سود مصالح و منافع جامعه و نظام است. اینک پرسش پیش روی افکار عمومی این است؛ این تناقض میان دو الگوی رفتاری در برخورد با مسائل پیچیده پس از انتخابات، سرانجام به سود کدام یک حل و فصل خواهد شد؟ آیا الگوی «مساله خانوادگی» خواهد توانست با اتخاذ «تدبیر متین» و تا حدی اقناع کننده و تعادل بخش، از یکه تازی غیرمسوولانه و بی وجاهت الگوی دوم جلوگیری کند و اگر نه به طور کامل، اندکی آب رنخستین گام ضروری در این «تدبیر متین»، مقابله جدی با بی پروایی و هرزه گویی رسانه یی معرکه گردانان الگوی دوم است. بی تردید هر تیر تهمت و توهین و جسارتی که از اردوگاه فرماندهان الگوی دوم به سوی چهره های محبوب جریان اصلاح طلب رها می شود، آتش خشم و فاصله و نفرت را در دل پایگاه اجتماعی این جریان برمی افروزد و زخم موجود را ناسورتر می کند. متولیان الگوی اول یعنی آنان که به «خانوادگی بودن مساله» اعتقاد دارند باید به معرکه گردان های الگوی دوم بفهمانند که حاصل همه تلاش و تقلاهای پرهزینه و دردناکی که برای یکسره کردن کار تاکنون مرتکب شده اند، نه به سود نظام و نه حتی اندکی متضمن مقصود خودخواهانه آنان بوده است. آیا به زودی این تناقض میان دو الگوی موجود به سود آنکه کم ضررتر است حل خواهد شد؟ «تدبیر متین» از آن دست که هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه پیشنهاد کرد پیش از اینها می توانست گره گشا باشد. ناامید نباید شد، شاید اندکی از آب رفته به جوی بازگردد.