من ، چون تجربه ی عینی و ملموس مهاجر زیستی در بیرون از کشور را ندارم ، به ناچار از زاویه ی نگاه یک ایرانی داخل سخن می گویم . به باورم انتخابات ، هنوز و همچنان در پس زمینه ی افکار عمومی ایرانیان ، چیزی ناچیز و بی اهمیت و نادیده انگاشتنی نیست . گمان ندارم  حتی آنان که از آغاز انقلاب با ساختار سیاسی  کنونی مخالف بوده اند  یا بعد ها به هر دلیل به این اردوگاه  پیوسته اند ،نیز با همه ی کوشش برای وانمود کردن بی اعتنایی به انتخابات ، به ویژه برای ریاست جمهوری ، تا کنون از این ” سوژه ی وسوسه انگیز ” دست و دل شسته باشند ! البته مهم است که در مجالی فراخ تر به واکاوی و علت یابی  این ” نقش مهره ی مار ” که انگاری در برهه ی انتخابات همه را -ازبرانداز تا اصلاح طلب و محافظه کار و جناح حاکم -از  سوراخ و خلوت بیرون می کشد ، بپردازیم اما واقعیت را که نمی توان نادیده گرفت که به رغم همه ی چالش ها و قهر و اردوکشی ها و بگیر و ببند و حصر و  غث و ثمین و  یسار و یمین کردن ها ، اینک در آشکار و پنهان عرصه ی سیاسی کشور ، همه _ از غالب و مغلوب  یا فاعل بالاختیار و مفعول بالاضطرار – در تب و تاب اند برای عرضه اندام و وزن کشی سیاسی و زیارت آستان قدرت . فارغ از انگیزه و نیت ، که هرکس روی تابلوی تبلیغاتی اش می نگارد. والله اعلم ! در عرصه ی عمومی جامعه نیز با وجود چهره ی نزار و  کم اشتهایی موجود ، اما به گواهی تجربه ای که هنوز معتبر است ، انتخاب رییس جمهوری برای بسیاری از مردم داخل کشور ، انگاری نوعی تداعی ابراز وجود است ، حتی اگر رای سفید به صندوق بریزند! اما این قلم ، قصد ندارد ” سر بی صاحب بتراشد ” .  تنها به عنوان یک شهروند که به ” پارادایم اصلاح طلبی ” هم به مثابه هدف و هم خط مشی ، باور دارد ، چند پیشنهاد را که پیشتر نیز در برخی نوشته ها و گفتگوها ( به ویژه در روزنامه ی بهار و سالنامه ی اعتماد و بهار و شرق ) تقدیم کرده ام ، شفاف تر از پیش عرضه می کنم : ۱- اصلاح طلبی در هیچ شرایطی ، حتی بسیار بسته تر و ناهموارتر از اوضاع چند سال اخیر ، با حاشیه نشینی و عافیت جویی و  سکوت و بی عملی – حتی به بهانه ی ” نظریه ی بقا ” سازگار نیست و نسبتی ندارد . کنش اصلاح طلبانه چیزی از جنس ” دیفیوژن اکسیژن = نفوذ و نشت ماهرانه و صبورانه ی هوا ” ست که اگر از در بیرونش کنند ، از پنجره و حتی از روزنه به درون باز می گردد ، با حوصله و متانت !۲- زندگی و کنش و رشد اصلاح طلبی ، ملازمه ی بی برو برگرد و گریز ناپذیر با حضور در عرصه ی قدرت ندارد . اگر اسباب آن با رعایت آداب شرافتمندانه فراهم شد ، چه بهتر . اما اگر نه ، رو به قبله دراز نباید کشید !۳- با توجه به هژمونی ” حضور احساسی و توده وار ” بدنه ی اجتماعی در عرصه های سیاسی و به ویژه انتخابات و کم رمق و کم عمق بودن ” پیوند اندیشگی ” در ساختار و سازمان اجتماعی جریان اصلاح طلب درون کشور ، تا اطلاع بعدی ، اولویت راهبردی اصلاح طلبی ، ” حضور فعال در عرصه ی کنش اجتماعی و گسترش مشی ” جامعه محور و نهادساز ” و البته برخورد فعال و ” مطالبه محور ” با تحولات پیرامونی ، از جمله ” انتخابات ” است . ۴- در آستانه ی انتخابات ۲۴ خرداد ، و با توجه به مجموعه ی پارامترهای سیاسی ، ارزیابی وضعیت درونی جبهه ی اصلاحات ، شرایط حاکمیت ، وضعیت پریشان طیف های غالب و مغلوب جبهه ی رقیب  و نیز ذهنیت اجتماعی هواداران اصلاح طلبی و البته با رعایت قاعده ی عقلایی ” کاهش هزینه ی مبادله ” و حفظ سرمایه های اجتماعی و و جهه ی جهانی و…. پیشنهاد بنده کماکان عدم معرفی کاندیدا ست .( که البته در حال حاضر جز آقای خاتمی و سپس آقای هاشمی اصولا شخص دیگری در مقیاس رای آوری حداکثری مطرح نیست )  دلایل خود را در مورد عدم حضور اصلاح طلبان در عرصه ی رقابت های این دوره در همان گفته ها و نوشته ا آورده ام . ۵- کار بزرگ جریان اصلاح طلب در این دوره ، انتقال پیاپی دیدگاه ها و تحلیل های منتقدانه و البته مشکل گشا برای برون رفت کشور از این ورطه ی هولناک در همه ی عرصه های مدیریت کلان کشور ، اعم از سیاست داخلی و اقتصاد و فرهنگ و روابط بین المللی ست .  اصلاح طلبان این بار باید در کنار بدنه ی اجتماعی خود ، مشی ” مطالبه محور ” را نه تنها از کاندیداها بلکه از مجموعه ی ساختار حاکمیت پی بگیرند . ۶- چه بسا ، پس از ثبت نام و نهایی شدن آرایش کاندیداها ، حمایت تلویحی از نزدیک ترین آنها به برخی مواضع اصلاح طلبی ، قابل بررسی باشد . اکنون برای نام بردن از کسی ، زودهنگام است . ۷- حساب انتخابات شوراها و به ویژه شورای شهر های بزرگ ( تهران ) را می توان به کلی از انتخابات ریاست جمهوری جدا کرد . و حتی لیست انتخاباتی جداگانه داد . ۸- بیت الغزل پیشنهاد های من : انتشار یک بیانیه ی جامه تحلیلی از سوی آقای خاتمی در باره ی هر گونه تصمیمی ست که قرار است بگیرند . که البته تاکید بنده بر مفاد یاد شده است .