من ، چون تجربه ی عینی و ملموس مهاجر زیستی در بیرون از کشور را ندارم ، به ناچار از زاویه ی نگاه یک ایرانی داخل سخن می گویم . به باورم انتخابات ، هنوز و همچنان در پس زمینه ی افکار عمومی ایرانیان ، چیزی ناچیز و بی اهمیت و نادیده انگاشتنی نیست . گمان ندارم  حتی آنان که از آغاز انقلاب با ساختار سیاسی  کنونی مخالف بوده اند  یا بعد ها به هر دلیل به این اردوگاه  پیوسته اند ،نیز با همه ی کوشش برای وانمود کردن بی اعتنایی به انتخابات ، به ویژه برای ریاست جمهوری ، تا کنون از این ” سوژه ی وسوسه انگیز ” دست و دل شسته باشند ! البته مهم است که در مجالی فراخ تر به واکاوی و علت یابی  این ” نقش مهره ی مار ” که انگاری در برهه ی انتخابات همه را -ازبرانداز تا اصلاح طلب و محافظه کار و جناح حاکم -از  سوراخ و خلوت بیرون می کشد ، بپردازیم اما واقعیت را که نمی توان نادیده گرفت که به رغم همه ی چالش ها و قهر و اردوکشی ها و بگیر و ببند و حصر و  غث و ثمین و  یسار و یمین کردن ها ، اینک در آشکار و پنهان عرصه ی سیاسی کشور ، همه _ از غالب و مغلوب  یا فاعل بالاختیار و مفعول بالاضطرار – در تب و تاب اند برای عرضه اندام و وزن کشی سیاسی و زیارت آستان قدرت . فارغ از انگیزه و نیت ، که هرکس روی تابلوی تبلیغاتی اش می نگارد. والله اعلم ! ادامه مطلب