دلتا

وبلاگ احمد پورنجاتی

سال: ۱۳۸۸ (صفحه 2 از 2)

زنده باد” تئاتر فاصله گذاری”!

هفته نامه ایران دخت

بر فهرست ویژگیهای اختصاصی “سیاست ورزی ایرانی”این خصوصیت را نیز باید افزود که: فعال سیاسی همواره باید نگران و مراقب یک کمین خطرناک باشد که به تعبیر اهل منطق، می توان آن را “مغالطه اشتراک لفظ” نامید. مفهوم آشکار و بی تعارف این قضیه چیزی نیست جز این که نه تنها باید مراقب “سخن گفتن” و نوع واژه ها و اصطلاحات و ایده هایی که برای بیان دیدگاههایت استفاده می کنی ، باشی بلکع همواره باید ششدانگ حواس خود را جمع کنی که “دیگران”- به ویژه اگر وصله ای به آنها بچسبد- سخن تو را تکرار نکنند، شبیه تو سخن نگفته باشند و مهمترازهمه ، به هرانگیزه و نیتی هوادارو پشتیبان وهم موضع تو وترویج کننده دیدگاههای تو از آب در نیایند! ادامه مطلب

بازآفرینی اعتماد: “صداقت و رواداری”

ضمیمه روزنامه اعتماد

این یک شاخص و نشانه مهم است: وقتی برای سخن گفتن از بدیهیات ،برای یک اظهارنظرنقادانه و دو کلمه حرف حساب، ناگزیر باشی که هر بار با صدای بلند شهادتین بگویی وبه اصول دین وفروع مذهب اقرار کنی، مبادا که در”خیال توهم زده” و طبع نازک بعضی از ما بهتران! خلجان ایجاد شود که: “پروژه”-نه-“پروسه بحران اعتماد” به جاهای باریک و خطرناکی رسیده است . دل نگرانی هر نظام سیاسی نسبت به نخبگان جامعه، آغاز فاجعه است! ادامه مطلب

مطبوعات به صف، صف

روزنامه اعتماد

اگر وضع به همین سیاق پیش برود، به سلامتی متولیان مطبوعاتی وزارت ارشاد، کار به جایی خواهد رسید که هر روز صبح، سردبیران روزنامه ها در محوطه دفتر آقای معاون به صف شوند و پس از استماع نطق ارشادیه ایشان، دیکته مفصلی بنویسند، متاسفانه فضای غبارآلود و بدبینانه یی هم که در ماه های اخیر عرصه سیاسی داخل کشور را فراگرفته، انگار مجال مناسب و مغتنمی برای پختن یک غذای مطبوع و مطلوب از این «مرغ عزا و عروسی» یعنی مطبوعات- البته از نوع مستقل و بی پشت و پناهش- فراهم ساخته است.  ادامه مطلب

یک “نیمکت” در یک “پارک”

هفته نامه ایران دخت

یک “نیمکت” در یک “پارک”!
روزگار غریبی را سپری می کنیم: غمرنگ و طوفان زده و آلوده به بوی نامطبوع خون و خشونت لجام گسیخته، که متاسفانه هنوز چشم انداز امیدوارکننده ای را- هر چند اندکی آن سوتر- نشان نمی دهد.
از آنچه می ترسیدیم، انگار دچارش شده ایم.”رادیکالیزم حاکم و محکوم”، تمامی عرصه  سیاست داخلی را تسخیر کرده است. حتی به اندازه یک”سجاده”، یک “کلاس درس″، یک “تریبون کوچک” و یک “نیمکت داخل پارک” جا برای آنان که سالهاست با این “بلای زمینی”- یعنی رادیکالیزم به هرنام و شکل وشمایل- وداع کرده اند، باقی نمانده است.
هر کس در آشفته بازاراردوکشی رادیکالیزم حاکم و محکوم، ناخودآگاه و حتی چه بسا بدون قصد و انگیزه، ناگهان متوجه می شود که در یکی از دو سوی ماجرا قرار گرفته   است.سخن ازاردوکشی دو جبهه “حق”و”باطل” درجولانگاه رادیکالیزم حاکم و محکوم، شوخی بی مزه یا ادعای گزافه ای بیش نیست. کدام حق و باطل؟! ادامه مطلب

دیالکتیک “تحقیر و اهانت”

ضمیمه روزنامه اعتماد

روزگاری در جایی خوانده بودم؛ «امین» برادر مامون و فرزند هارون الرشید خلیفه عباسی روزی از پدرش پرسید که این چه حکمت است که تو موسی بن جعفر (امام کاظم(ع)) را به حضور فرا می خوانی و بسیار تکریم و احترام می کنی و مراتب ارادت ابراز می داری و حتی الباب بدرقه می کنی اما بلافاصله فرمان حبس و زجر ایشان به ماموران ابلاغ می داری؟ هارون پاسخ داد؛ «الملک عقیم،»

این همان تعبیر رایج در میان توده مردم است که؛ سیاست، پدر و مادر ندارد.

ادامه مطلب

“شرافت” نیازمند قانون نیست!

هفته نامه ایران دخت

آن چیست که گاهی انسان را در لحظه ها و برهه هایی خاص، به گونه ای نامتعارف و غیر منتظره به انجام یا ترک کاری وامی دارد و چه بسا حیرت و ستایش دیگران را بر می انگیزد؟
” محرک ” انسان برای آنچه در ” بزنگاه های دلهره و تردید و تصمیم ” می کند یا نمی کند، چیست؟
می دانم که اهل نظر- آنان که برای هر پرسشی هزار پاسخ حاضر و آماده و شسته رفته در آستین دارند – فهرستی بلند بالا از محرک های بیولوژیک، عاطفی، اخلاقی و ایدئولوژیک را ارائه خواهند داد: تلاش برای بقا و صیانت از نفس و نسل، تعالی طلبی و افزون خواهی، نیازهای عاطفی و احساسی و عشقی و معنوی، التزام های اخلاقی و عقیدتی و قانونی و قراردادهای اجتماعی. اینها و جز اینها، لابد محرک های انسان برای دست به کاری زدن یا از انجام کاری پاپس کشیدن است! ادامه مطلب

نوشته های جدیدیتر

دلتا © 1386 تا ۱۳۹۷ احمد پورنجاتی | کلیه حقوق محفوظ است. | نقل مطالب با ذکر منبع و بدون ویرایش آزاد می باشد.

| بالا ↑