هفته نامه ایران دخت

چند سال پیش، در دوره ششم مجلس، روزی از روزها گروهی از معلمان آموزش و پرورش برای انعکاس اعتراضات صنفی خود در برابر ساختمان مجلس اجتماع کرده بودند. پی در پی شعار می دادند و از رئیس و نمایندگان مجلس می خواستند که برای شنیدن حرفهای آنان حضور پیدا کنند. طنین فریادهای اعتراض معلمان در راهروها و حتی صحن مجلس شنیده می شد. در این گونه موارد معمولا از سوی هیات رئیسه یا اعضای کمیسیون مربوط، کسی در جمع اجتماع کنندگان حاضرمی شد و با آنان گفتگو می کرد. من نه عضو هیات رئیسه بودم و نه از اعضای کمیسیون آموزش مجلس، اما شاید از سر کنجکاوی یا انگیزه دیگر، تصمیم گرفتم جلسه مجلس را ترک کنم وبه میان آنها بروم. در آن هیاهوی فریاد و شعار و عصبانیت واعتراض، ناگهان مردی میانسال از میان جمعیت مرا فرا خواند: “آقای پورنجاتی! یک لحظه تشریف بیاورید، اینجا!” جلو رفتم.  ادامه مطلب