اگر ناگهان چشم بازکنی و متوجه شوی از گوشه کنار خانه ات صدای غریبه می آید، قابلمه دلمه ات ربوده و خورده شده و خلاصه کسان دیگری به جای تو حرف می زنند و تصمیم می گیرند، چه حالی پیدا می کنی؟!

و اگر ناگهان نگاهت به پا و پشت غریبه ها بیفتد و بینی که ؛ سُم دارند و دُم، چه خاکی بر سرت خواهی کرد؟!
نمایش “جن گیر” به نویسندگی و کارگردانی کوروش نریمانی را چند شب پیش روی صحنه سالن قشقایی تئاتر شهر به تماشا نشستم.
” خیاط خانه ” زن و شوهری که همه زندگی شان در آن خلاصه می شود، به ناگاه گرفتار حضور موجوداتی می شود که: انسان نیستند، از جنس موجودات سُم دار و دُم داراند. امّا برخلاف معمول، رفتارشان هولناک و چندش آور نیست، وسوسه انگیز است! چرا؟ چون مثل همه جن ها، قدرت دخل و تصرف دارند، در چشم به هم زدنی، یک دسته اسکناس زیر بالش مرد خانه می گذارند، یک دوجین بچه برای زن و شوهری که عقیم بوده اند تحویل می دهند و خیلی چیزهای دیگر.
آیا اوضاع ” خیاط خانه ” و زندگی زن و شوهر با وجود اجنّه، روبراه و توپ می شود؟ ادامه مطلب