دلتا

وبلاگ احمد پورنجاتی

ماه: بهمن ۱۳۸۷

حکایت مردی که «نه» می گفت

 متن سخنرانی در خانه هنرمندان – ۱۰/۱۱/۸۷

بود در کشور افسانه کسی

شهره در، نه، گفتن؛

نام می خواهی؟

نه

کام می جویی؟

نه

تو نمی خواهی یک تاج طلا بر سر؟

نه

مذهب ما را می دانی؟

نه

خط ما می خوانی آیا؟

نه ادامه مطلب

فاصله «نظر» و «عمل»

بهمن ۱۳۸۷

«یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که می‌نمایی»
بایزید بسطامی

فیلسوفان، چه بسیار «نظر» می‌دهند که حتی «اندکی هم ‌از آنها نیز نه از سوی خودشان و نه دیگران، جامه «عمل» نمی‌پوشد؛ حکیمان و عارفان و طبیبان و دانشمندان علوم تجربی نیز!
آیا ارزش و اعتبار «نظر» به «عملی شدن»‌آن است به ویژه از سوی آن که «نظر» می‌دهد؟
اگر چنین می‌بود، اینک هیچ برگی از میلیون‌ها کتاب، حامل «نظر»های بسیار مهم و ارزشمند متعلق به «بی‌عملان» تاریخ که یا فیلسوف یا دانشمند یا تاریخ‌نگار و طبیب و عارف بوده‌اند، به دست ما نمی‌رسید! «نظر»، اگر به واقع نظر باشد، فارغ از آنکه به منصه «عمل»‌درآمده باشد یا نه، قابل اعتنا و ارزشمند است «نظر» دادن به تعبیر امام علی(ع) نوعی کاشتن بذر است: «کسی که سخن می‌گوید (نظر می‌دهد)، می‌کارد، آن کس که گوش فرا می‌دهد، درو می‌کند»
آیا کاشتن بذر فاقد ارزش و اعتبار است؟ آشکار است که: نه. پس محل مناقشه چیست؟ ادامه مطلب

«از پروردگارت بپرس»

ضمیمه روزنامه اعتماد ملی – ۲۸ دی ۸۷
«اصلاحات»‌ چیست؟ «هنر»‌ چیست؟ «آزادی»‌ چیست؟ «حقوق بشر»‌ چیست؟ و چه بسیار موضوعاتی از این دست که بازیچه سرگرم‌کننده و بی‌سرانجام پرسش بهانه جویانه «چیستی» ‌شده‌اند! پرسش از «چیستی اصلاحات»‌، ناخواسته مرا به یاد قضیه «چیستی گاو بنی‌اسرائیل» می‌اندازد. بنگرید:
«به یاد آورید هنگامی‌که موسی به قوم خویش گفت: همانا خداوند به شما فرمان می‌دهد که یک گاو قربانی کنید. گفتند:‌ ما را به مسخره گرفته‌ای؟! موسی گفت: به خدا پناه می‌برم که در زمره نادانان باشم. مردمان گفتند: از پروردگارت بخواه که به روشنی برای ما توضیح دهد که قضیه چیست؟ موسی پاسخ داد: ‌پروردگار می‌گوید همانا مقصود یک گاو میانسال است،‌ نه خیلی پیر و نه نورس٫ پس آنچه را فرمان یافته‌اید، اجرا کنید. قوم موسی گفتند: از پروردگارت بخواه که رنگ آن را برای ما مشخص سازد. موسی پاسخ داد:‌ خداوند می‌گوید:‌ همانا آن یک گاو زردفام است که (جلوه) رنگش بینندگان را شادمان می‌کند. قوم موسی گفتند:‌ از پروردگارت بخواه که به روشنی برای ما توضیح دهد که (اساسا) آن چی هست؟! همان (اصل)‌ «گاو» برای ما مشتبه شده است! ان شاء‌الله (با روشن شدن این مطلب) ما هدایت می‌شویم. موسی پاسخ داد:‌ خداوند می‌گوید:‌ همانا منظور گاو (بکری)‌ است که نه برای شخم زدن و نه آبیاری زمین،‌ رام نشده (و مورد استفاده قرار نگرفته) یک خال (لکه)‌روی آن نباشد. قوم موسی گفتند: ‌اکنون حق مطلب را به جا آوردی (آهان! حالا متوجه چیستی گاو شدیم!) قرآن کریم. سوره بقره آیات ۷۱-۶۷
اکنون بفرمایید: «اصلاحات» چیست؟! آوازه بهانه جویی‌ها و چون و چرا‌های قوم بنی‌اسرائیل درباره آنچه برای هدایت و رشد جامعه آنان مطرح می‌شد، نباید مجال ردیابی این ویژگی تکرار شونده را در روانشناسی رفتار اجتماعی مردم این سرزمین به فراموشی بسپارد.
«بازی چیستی» فلان و بهمان، بخش مهم و عبرت انگیز تاریخ تحولات اجتماعی ایران است. «مشروطه» چیست؟ «قانون»‌چیست؟ چه رنگ است؟ ریشه‌اش کجاست؟ چه کسی آن را اختراع کرده؟ بیگانگان درباره آن چه می‌گویند؟ نکند به اشتباه چیزی را بپذیریم!
نزدیک به یک دهه است که واژه «اصلاحات»‌در ادبیات سیاسی جامعه امروز ایران سر زبان‌ها و قلم‌ها افتاده، چه رویاهای شیرین که در حسرت «تعبیر صادقه»‌ به انتظار وانهاده و چه خواب‌های خوش و ناز که از «هیبت حضور» ‌این موجود عجیب‌الخلقه – اصلاحات – که برآشفته است!

ادامه مطلب

سیاست “ژلاتینی” ، دولت “عرفی”

دی ۱۳۸۷

گمان ندارم در هیچ جامعه‌ای، تا به این حد و حجم و گستردگی که در جامعه ایران شاهدیم، مسائل اساسی عرصه سیاست و راهبردهای حاکمیت و چگونگی مدیریت کشور، محل مناقشه نظری و بحث و چون و چرا باشد. وضع‌به‌گونه‌ایست که کوچکترین موضوعات، در  هر زمینه‌ای، خواه سیاسی یا اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی، به مثابه یک «فرصت» برای عرضه اندام و جلوه‌گری سیاسی، مورد توجه کنشگران سیاسی قرار می‌گیرد و خیلی زود زلف خود را به اصل مطلب یا به تعبیر روشن‌تر: به مسائل اساسی و راهبردی، گره می‌زند. اگر جامعه آمریکا به مثابه پررونق‌ترین بازار «تینک‌تنک» و «لابی» و «اتاق فکر» و مبادلات نظری به‌ویژه در عرصه‌های سیاسی و استراتژیک، همواره در تب و تاب است؛ اگر «ماراتن» انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، دستکم برای دو سال بخش مهمی از ذهنیت افکار عمومی مردم آمریکا را به خود معطوف می‌سازد؛ حتی اگر با تابلوی نئون «تغییر» باشد، اما هرگز این‌گونه که در ایران مشاهده می‌شود، سرانجام کار به «جاهای باریک» نمی‌رسد، بیخ پیدا نمی‌کند، وارد معقولات(!) و اصول دین نمی‌شود و حداکثر در قلمرو «سیاست‌های اجرایی» مدیریت کشور باقی می‌ماند. تردید ندارم که برای بسیاری از ما «ایرانی‌های باغیرت» بسیار سنگین و چه بسا ننگین و اهانت‌آمیز است اگر کسی جسارت به خرج دهد و ادعا کند که «آنجا نان  توسعه‌یافتگی سیاسی نظام و جامعه» خود را می‌خورند! اما آیا از واقعیت، گریزی هست؟
در آنجا برای نخستین  بار یک سیاهپوست آفریقایی‌تبار رئیس‌جمهور می‌شود و فصلی متفاوت را در تاریخ آمریکا رقم می‌زند، نه از آن جهت که چه‌ها خواهد کرد، بلکه از آن رو که از خاکستر مبارزات تاریخی برابرطلبی‌های نژادی برخاسته است و از آن مهمتر، به این دلیل که ظرفیت‌ها و قابلیت‌های نظام خود را به نمایش می‌گذارد و جالب‌تر اینکه: آب از آب تکان نمی‌خورد، براساس نظام آمریکایی هیچ خدشه‌ای وارد نمی‌شود، که چه بسا جان تازه‌تری هم می‌گیرد و چابکتر از پیش!
اما در اینجا، با همه داشته‌ها و داعیه‌ها، گاه مدرک تحصیلی یک وزیر، اجرای یک قانون، پیشنهاد یک لایحه در مورد خانواده و حتی بیان یک دیدگاه متفاوت در عرصه‌های نظری، آشوب به پا می‌کند، بنیان‌ها را به چالش می‌طلبد، رنگ‌وبوی ایدئولوژیک می‌یابد و ناگهان همه چیز «خطرناک» می‌شود! لابد می‌پرسید: علت چیست؟ و من می‌گویم: علت‌ها! اما از میان همه آنچه می‌توان به عنوان علت، ریشه، عامل و از این دست برشمرد، به بیان و توضیح یک ویژگی بسنده می‌کنم: «ژلاتینی بودن سیاست در جامعه ایران»!  ادامه مطلب

همه چیز تلگرافی

 روزنامه کارگزاران – دی ۱۳۸۷

نمی‌دانیم چه کنیم با این «یک وجب» ستون هفتگی و «یک خروار» غلط زیادی! برخی خوانندگان پیشنهاد کرده‌اند «غلط‌های زیادی» عزیزان را گلچین کنیم. در این شماره همین کار را کرده‌ایم. همه چیز تلگرافی و گاه به شیوه پانتومیم! اخبار کوتاه
به گزارش خبرگزاری غلط‌های زیادی (غلطنا):
۱- آقای نوری المالکی نخست‌وزیر عراق گفته: «کسانی که دستشان به خون عراقی‌ها آغشته است پشت عمل این خبرنگار (منتظر الزیدی بنیانگذار خبرگزاری لنگه کفش) قرار داشتند. این خبرنگار به دنبال شهرت بود ولی در بدترین صفحات تاریخ جای گرفت.
* به نظر کارشناس «غلطنا»، آقای نوری المالکی اولا هیچ‌گونه آشنایی و اطلاعی از رموز حرفه خبرنگاری مدرن ندارد و بی‌ربط حرف می‌زند، ثانیا به نظر می‌رسد اخیرا بدون هماهنگی و اجازه ما حرف می‌زند. لابد قصد بازنشستگی دارد.

۲- آقای خزعلی دبیرکل بنیاد بین‌المللی غدیر گفته: «من کفش آن خبرنگار عراقی را که به سوی بوش «لنگه کفش» پرتاب کرد، می‌بوسم.»
* جهت مزید استحضار ایشان، لنگه کفش نبود و یک جفت کفش بود. محض محکم‌کاری عرض شد که اگر قرار است کاری بشود ناتمام و نصفه‌نیمه نباشد.
۳- آقای جنتی امام جمعه موقت تهران گفته: «نباید از این انتفاضه لنگه کفش به سادگی بگذریم. آفرین بر این مردی که کفش‌ها را پرتاب کرد… و من پیشنهاد می‌کنم هر وقت در عراق و ایران تظاهرات ضدآمریکایی می‌شود، با لنگه کفش باشد. این حرکت خیلی پیام دارد.» ادامه مطلب

دلتا © 1386 تا ۱۳۹۷ احمد پورنجاتی | کلیه حقوق محفوظ است. | نقل مطالب با ذکر منبع و بدون ویرایش آزاد می باشد.

| بالا ↑